گسیختگی آدم ها در عصر ارتباطات!
من فکر می کنم یکی از دلایلی که باعث می شود کار استخدام ما ایرانی ها خوب جلو نرود به دلیل این است که بیشتر مصاحبه ها و آزمون های استخدامی صبح ها انجام می شود.
نا گفته پیداست که اگر در عصر ارتباطات، زمان برقراری اولین ارتباط را عصرها قرار می دادیم رابطه کارفرما و مستخدم، از همان اول کار، به مراتب بهتر صورت می گرفت!
از جدی رد کرده، بهتر است به این نکته اشاره کنم که پس از سی سال کار و در آستانه بازنشستگی، زیاد به این موضوع فکر می کنم که در سال های طولانی کاری هم شرایط خوبی به پستم خورده است و از محیط کارهای بی نهایت خوب نهایت بهره را برده ام و هم، در مقاطعی، سر از محل کارهایی در اورده ام که اوضاع و احوال مالی و غیر مالی آن ها یک فاجعه درست و حسابی بوده است!
شوربختانه، باید اعتراف کنم که، جز در موارد استثنایی، اصلا اینطور نبوده که در محیط کارهای خوب، انتخاب هوشمندانه خودم باعث ایجاد شرایط مناسب کاری شده باشد و در جاهای فعالیت فاجعه کوتاهی شخصی مسائل و مشکلات و مصائب تلخ را رقم زده باشد.
در این تفکرات، گاهی اقدام به خیالبافی کرده و می اندیشم که اگر از همان ابتدای کار همه هموطنان را خوب خوب می شناختم و از روحیات و خلقیات و نیازها و کار آن ها آگاهی داشتم و همه هم میهنان هم مرا نیک می شناختند و دقیقا می دانستند که از لحاظ تحصیلی و کاری و اخلاقی چطور انسانی هستم رابطه من با یکی از آن ها به مراتب بهتر پیش می رفت و اوضاع به گونه ای رقم نمی خورد که، به قول یکی از مدیران شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، برگزار کنندگان جلسات عادت کنند مرا هر بار به عنوان نماینده یک شرکت جدید ملاحظه نمایند!
متاسفانه، حتی در عصر ارتباطات، امکان ارتباطات اینگونه برای من فراهم نشد و لذا از صمیم قلب امید دارم "هوش مصنوعی" به یاری آیندگان آمده و آن ها را از ایجاد ارتباطات اینچنینی بهره مند سازد؛ اگر شرایط به گونه دیگری رقم نخورد و تک و توک فرصت کاری باقیمانده هم از آدمیان گرفته نشود!



شاید اگر دسترسیم به بلاگدون قطع نمی شد یا مطالب منتشر شده در آفتاب یزد را نگهداری می کردم سر از بلاگفا در نمی آوردم.