دقیقا کجایی!؟
اگر یادتان باشد در زمانی که کشور جیبوتی با کشور ما قطع رابطه کرده بود خیلی ها اقدام به تمسخر این کشور نموده و در باره اش "دقیقا کجایی؟" گفتند.
چند روز پیش که بطور تصادفی پای صحبت های یکی از اساتید به نام دانشگاه، در قاب تلویزیون، نشسته بودم یاد و خاطره "جیبوتی" برایم زنده شد؛ زیرا نام نبرده با زیر سوال بردن تعدادی از کشورها که در سازمان ملل حق رای دارند از داشجویان خواست تا در باره آن اسامی که اعلام می شود نظر داده و بگویند که فکر می کنند این نام ها نام عروسک، ماشین یا کشور باشند!
ایشان سپس اقدام به مقایسه جمعیت این کشورها با ایران کرده و گفتند که بعضی از آن ها در قد و قواره یک شهر هستند!
سپس بحث مساحت به میان آمد و نام نبرده بطور ضمنی "عددی نیستند" را حالی داشجویان نمودند!
متاسفانه؛ باید گفت که نه تنها نگرش های اینگونه بسیار خطرناک هستند و ممکن است پای سرزمین ما را به "ناسیونالیسم افراطی" باز کند، بلکه این دیدگاه ها با دستورات و توصیه های دین مبین اسلام نیز سر ناسازگاری دارند.
مسلمانان واقعی خوب می دانند که در دین مبین اسلام ارزش و اهمیت افراد نه به گروه های جمعیتی که در آن عضو هستند بستگی دارد و نه وابسته به بزرگی مساحت سرزمینی است که در آن ادامه حیات می دهند!
در این باره باید گفت که هر چند ما بارها و بارها گفته و شنیده ایم که از میان انسان ها، برترین آن ها پرهیزگارترینشان هستند؛ اما پاک از یاد برده ایم که این پرهیزگاران می توانند در هر جای دنیا، حتی در جیبوتی، زندگی کنند و فقط پرهیزگاران داخل کشور ایران را شامل نمی شوند!
اگر جز این باشد، نعوذ بالله، لشگریان یزید، که از نظر تعدادی بیش از یاران امام حسین(ع) بودند، باید بیشتر به وجود خود افتخار می کردند!
در همین راستا؛ آدم های گاو پرست هند می توانند نسبت به خداپرستان بسیاری کشورهای مسلمان دست بالا را داشته باشند!
از آنجا که ما پهناورترین کشور دنیا نیستیم کشورهای بزرگتر از ایران هم می توانند ما را به دیده حقارت نگریسته و در هنگام سخنگویی نماینده کشورمان "بزرگ که شدی حرف بزن!" را آویزه گوش و روح و روانش سازند!
شاید با این اوصاف است که بزرگمردی به نام "شیخ حسن خرقانی" توانست بر دیدگاه های اینچنینی فارغ شده و با فراق بال دلنوشته زیر را بر سر در خانه بنشاند:
آنکس که به این سرای در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید؛ چه آنکس که در پیشگاه خدا به جانی ارزد، در خانه بوالحسن، البته، به نانی ارزد!









شاید اگر دسترسیم به بلاگدون قطع نمی شد یا مطالب منتشر شده در آفتاب یزد را نگهداری می کردم سر از بلاگفا در نمی آوردم.