بسیاری از ماجراهایی که واقعا اتفاق افتاده است خنده دار تر از لطیفه ها هستند.با این حساب،چه تفاوت اساسی مابین لطیفه ها و داستان های واقعی وجود داشته و این دو را از هم مجزا می نماید.

شاید تفاوت اساسی لطیفه ها و داستان های واقعی را در میزان ماندگاری و تاثیرگذاری آن ها بتوانیم ببینیم:لطیفه ها ضمن اینکه ماندگاری کمی داشته و از یادها و خاطره ها بزودی محو می شوند،تاثیر گذاری اندکی داشته و فقط برای اینکه در مدت زمانی کوتاه خنده بر لب مخاطبین خود بنشانند پای بر عرصه هستی می گذارند.این در حالی است که ماجراهای واقعی با به رخ کشیدن "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" آدمی را بیشتر به تفکر واداشته و باعث می شوند که او بارها و بارها در باره آنچه اتفاق افتاده است اندیشه نماید.

اتفاق بدی که امروزه در جامعه ما افتاده این است که عده ای جهت ازدیاد اثر گذاری لطیفه ها،آن ها را به عنوان داستان های واقعی که از نزدیک شاهدش بوده اند و یا یکی از بستگان نزدیکشان را متاثر از خود نموده است معرفی می کنند.

برخی پا را از این فراتر نهاده و در بیان لطیفه ها پای بزرگان شعر و ادب ایران زمین و یا مردان و زنان مهم سیاسی این سرزمین را به قضیه باز کرده اند.

این امر متاسفانه باعث تحریف های تاریخی منحصر به فرد شده و اشخاص زیادی را به شک و شبهه "واقعا شده یا ساختگی است؟" می کشاند.به این مناسبت شاید باید به مردم ایران حق بدهیم که وقتی پای بیان کار محیر العقول یک چهره نامدار تاریخی نشسته و متوجه می شوند که انجام این کار از عهده خیلی ها خارج است ، جز به شیوه "جوک است!نه؟!" عکس العمل نشان نمی دهند.

منتشر شده در روزنامه آفتاب یزد