کوچکترین فرزند استاد مطهری به مسئولین و متصدیان امور توصیه کرده است که در ایام دهه فجر از انجام سه کار خودداری ورزند:الف-خاطره گویی-ب-افتتاح پروژه-ج-صحبت از مشکلات و معضلات پیش از انقلاب

نخستین نکته حائز اهمیت این است که برای سال های طولانی عادت کرده بودیم که در توصیه ها " فلان کار را بکنید" نصیب مسئولین و "بهمان کار را نکنید" بهره مردم شود.لذا,در این قحطی نهی متصدیان امور, پیشنهاد نوآورانه محمد مطهری را می باید به دیده منت نهاده و آرزو نماییم که از میان بزرگان قوم کسی هم یافت شود که به مردم گوشزد کارهایی که حق انجامشان را دارند نماید!

اما جالبترین نکته در باره توصیه های مطهری این است که نهی شده ها در واقع نقل و نبات ایام دهه فجر هستند که بعید است مسئولین و متصدیان امور بتوانند این روزها را به دور از آن ها به سر آورند.

با این حساب این سوال بی جایی نیست که چرا محمد مطهری به مسئولین و متصدیان امور توصیه کرده که از مبادرت به انجام "سه گانه" یاد شده خودداری ورزند.

علیرغم اینکه این روزها خیلی ها اقدام به ذهن خوانی و دل بینی افراد مختلف کرده و از روی  انگیخته پی به اسرار درون آدمیان می برند, نگارنده تنها با این تصور که چه انگیزه ای می توانست او را وادارد که خواسته های مطهری را از مسئولان و متصدیان امور تقاضا نماید , برآن شده است تا در اندازه وسع و بضاعت اندک خویش به چرایی توصیه های استاد پاسخ گوید:

الف-خاطره گویی نکنید.

آدم ها را از لحاظ علاقمندی به بیان خاطرات می توان به دو دسته تقسیم نمود:آن هایی که اهل خاطره گویی هستند و ان هایی که علاقه ای به خاطره گویی ندارند.قطعا در باره گروه دوم حرفی برای گفتن نداریم,اما در باره دسته اول این واقعیت را باید بر زبان آوریم که علاقه ایشان به خاطره گویی انصافا تمامی ندارد.

متاسفانه شنوندگان خاطرات مختلف به اندازه خاطره گویان علاقمند خاطره نیستند و به همین دلیل بسیاری از خانم ها از اینکه آقایان دو سال خدمت سربازی می روند و سی سال خاطراتش را تعریف می کنند گله دارند.

به زبان دیگر , قطعا آن هایی که عادت به بیان خاطرات پیش از انقلاب خود دارند در مدت زمان قریب چهل سال گذشته تمامی خاطرات شنیدنی خود را به گوش مستمعین و علاقمندان خویش رسانیده اند.لذا باید با تعریف دوباره و چند باره ان ها حوصله شنوندگان را سر برده و ایشان را به بیان "فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر      سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر" برسانند و یا جهت افزایش جذابیت خاطره ها,دست به خاطره سازی بزنند.*

در این باره باید گفت که در بسیاری از مواقع که گویندگان با نگاه پر از تعجب شنوندگان عزیز روبرو می شوند همرزمان و دوستان پیش از انقلاب خویش را شاهد آورده و یا از جان ایشان مایه می گذارند.

متاسفانه با گذر سال های زیادی از پیروزی انقلاب, شاهدان و کسانی که می شد از جانشان مایه گذاشت به دلایلی همچون بیماری,کهولت سن و شهادت جان به جان آفرین تسلیم کرده اند. به این ترتیب نسل جوان قادر نخواهد بود با شنیدن "تنها من نبودم!مرحوم ... و شهید ... هم بودند" خاطراتی که باور آن ها سخت می نماید را همچون گذشته براحتی آب خوردن مورد قبول خویش قرار دهد.

ب-پروژه افتتاح نکنید.

کاش این پیشنهاد سال ها پیش عنوان می شد.همه ما خوب می دانیم که زمان بندی ویژه ما ایرانی ها هرگز به گونه ای نبوده است که پروژه کلید خورده دقیقا در ایام دهه فجر به بهره برداری برسد.روی این حساب همواره ما با انبوه پروژه هایی روبرو بوده ایم که با اتمام مدت ها قبل از دهه فجر بهره برداران خود را حسرت به دل استفاده به موقع و فرارسیدن دهه فجر نگاه داشته اند.این در حالی است که بهره برداران این پروژه ها از مردمان خوش قبال به حساب می آیند,زیرا درصد قابل ملاحظه ای از پروژه های نیمه کاره و ناتمام تنها به جهت بهره برداری در دهه فجر نا بهنگام و تمام نشده به بهره برداری رسیده و استفاده کنندگان خویش را دچار دردسر های عدیده و ندیده می نمایند.لذا علیرغم اینکه عدم افتتاح پروژه ها در ایام دهه فجر یا دیگر روزهای مناسبتی کمی دیر به نظر می رسد,به تاسی از "ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است" باید دعا کنیم که مسئولین و دولتمردان فرمایش محمد مطهری را جدی گرفته و زمان افتتاح پروژه را مصادف زمانی که واقعا تمامی عملیات اجرایی آن به اتمام رسیده است منظور نمایند.

ج-پرهیز از صحبت در باره مسایل و مشکلات پیش از انقلاب

زمانی دادستان کشور در باره حسن روحانی خرده گرفته و بیان داشته بودند که اگر دو کلمه "دولت قبل" را از ایشان بگیریم,حرف چندانی برای بر زبان راندن نخواهند داشت.بعد هم توضیح داده بودند که در این شش ساله فرصت کافی برای برطرف کردن دوره 8 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد وجود داشته و لذا نمی توان تمامی مسایل و مشکلات کشور را ناشی از عملکرد "مردی که همه چیز را می دانست" دانست.در درستی سخن محسنی اژه ای تردیدی وجود ندارد,اما اگر بتوان در مدت 6 سال مصایب و مشکلات 8 ساله را مرتفع کرد,می توان در مدت 40 سال مشکلات و مسایل رقم خورده در یک دوره 57 ساله را نیز مرتفع نمود.

به این ترتیب است که محمد مطهری با پیش بینی آنچه که ته دل مردم می آید اما سر زبانشان نیست تمایلی به مطرح ساختن موضوعاتی که سوال اساسی "شما خودتان چه کرده اید؟" را پیش می آورد نخواهد داشت.

*مردی برای فرزند از رشادت ها و دلاوری های خویش گفته و به اینجای ماجرا که "پنج شیر مرا احاطه کرده بودند" می رسد.پسر با کمال تعجب اظهار می دارد که سال گذشته در اینجای داستان مرد تنها در محاصره سه شیر قرار گرفته بود.مرد بی آنکه خود را باخته و به اصطلاح کم بیاورد توضیح می دهد که :"پسرم آن موقع ها توبسیار کوچک بودی و نمی شد ماجراها را به آن وحشتناکی که واقعا اتفاق افتاده است برایت تعریف کرد!"

منتشر شده در روزنامه آفتاب یزد