چرا مشکلات می مانند؟!

مردم با پلاسکو سلفی گرفته و جان هموطنان خویش را به مخاطره می اندازند.
نمایندگان مجلس با موگرینی سلفی گرفته و ضمن چوب حراج زدن به آبروی ایران و ایرانی نشان می دهند که از موکلین خود چیزی کم و کسر ندارند.
ممکن است اتفاقاتی از این دست خاص کشورمان نباشد و مردم سرزمین هایی که امروزه نام پیشرفته را یدک می کشند در گذشته ای نه چندان دور با نمونه هایی از آن ها برخورد کرده باشند.
به این ترتیب شاید بزرگترین تفاوت ما با آن ها در این باشد که در حالی که ما با ماجراهای اینچنینی به شیوه "چه کار زشتی!" برخورد می کنیم آن ها در مقابل جریانات ناخوشایند موضع "چه کنیم تا تکرار نشود؟" می گیرند.
به عبارت دیگر اگر ما از صمیم قلب باور داریم که سلفی با حوادث, جان هموطنانمان را به مخاطره می اندازد چرا نباید این چنین سلفی گیری هایی را جرم به حساب آورده و کاری کنیم که سلفی بگیران با حوادث در ذیل سلفی بعدی خود "من و زندان!همین الان!یهویی!" را درج کنند؟
از سوی دیگر اگر می پذیریم که سلفی نمایندگان با نماینده یک کشور خارجی در صحن علنی مجلس دور از شان نمایندگی است چرا نباید برای سلفی گیری های اینچنینی جریمه نقدی در نظر بگیریم؟
ذکر این نکته به جاست که در بسیاری از تاکسی ها و مطب ها "لطفا با همراه خود صحبت نکنید" یا "لطفا تلفن همراه خود را خاموش نمایید" نوشته شده است.
در این باب باید گفت که قطعا نویسندگان قصد آزار و اذیت مسافران و بیماران خود را نداشته و تنها به جهت اینکه مایل بوده اند حواس خود را شش دانگ معطوف کارشان سازند از مشتری های خود خواسته اند که شرایط کاری ایشان را لحاظ نمایند.
لذا این خواسته بی جایی نیست که "نماینده محترم مجلس دست کم به اندازه راننده تاکسی و پزشک احساس مسئولیت نموده و همراه خود را در جایی که جایش نیست به کار نیندازد."
منتشر شده در روزنامه آفتاب یزد
شاید اگر دسترسیم به بلاگدون قطع نمی شد یا مطالب منتشر شده در آفتاب یزد را نگهداری می کردم سر از بلاگفا در نمی آوردم.