با چه کسی سلفی بگیریم؟!
از میان نخست وزیران قبل از انقلاب امیر عباس هویدا بیشترین مدت نخست وزیری را داشته است.
آن هایی که سن و سالشان قد می دهد خوب می دانند که هویدا تا سال های زیادی مجرد مانده بود و طول کشید تا آستین ها را بالا زده و به فکر انتخاب همسر بیفتد.
سال های نسبتا طولانی تجرد امیر عباس هویدا یکی از مجلات آن زمان را بر آن داشت که دست به ابتکار جالبی بزند.
ماجرا اینگونه بود که مجله طی اطلاعیه ای از دختران جوان و دم بخت درخواست کرد که در صورت تمایل اسم و مشخصات خود را در اختیار دفتر مجله قرار دهند تا طی تماس با هویدا شرایط گزینش از میان آن ها برای آقای نخست وزیر مهیا گردد.
همانطور که پیش بینی می شد استقبال خوبی از پیشنهاد به عمل آمد و گروه زیادی از دوشیزگان اظهار تمایل نمودند که به عقد امیر عباس هویدا در بیایند.
همان موقع دایی جان که انصافا خوب می نوشت و شیوه نگارش نگارنده گوشه چشمی هم به ایشان دارد مطلبی در اختیار مجله نام نبرده قرار دادند که از خوب حادثه به چاپ رسید:
"نمی دانم دختران جوان واجد شرایط و تحصیلکرده عاشق کله بی موی آقای هویدا شده اند یا پیپ کشیدن وی را دوست داشتنی یافته اند زیرا این روزها که عده زیادی از پسران در آستانه ازدواج از انتخاب همسر مناسب خود نا امید شده اند منطقی نیست که دختران جوان بی خیال ایشان شده و در عوض برای آقای هویدا سر و دست بشکنند الا اینکه باور کنیم که ازدواج با امیر عباس هویدا چیز چندان مهمی نیست و این همسر آقای نخست وزیر شدن است که تعداد علاقمندان به همسری هویدا را بالا برده است"
این روزها که بحث سلفی گرفتن برخی از نمایندگان محترم مجلس با نماینده عالی اتحادیه اروپا کاملا داغ است خیلی ها زبان به اعتراض گشوده و "چه اشکالی دارد" یا " خیلی هم مهم نیست" گفته اند.
در این باب باید گفت که واقعا هم سلفی گرفتن نمایندگان محترم با نماینده عالی اتحادیه اروپا کاملا بی ایراد است اما اگر خدای ناکرده پای فدریکا موگرینی به میان بیاید موضوع فرق اساسی خواهد داشت!!!؟
شاید اگر دسترسیم به بلاگدون قطع نمی شد یا مطالب منتشر شده در آفتاب یزد را نگهداری می کردم سر از بلاگفا در نمی آوردم.