می گویند از کسی پرسیدند: "در کشور شما مردان بزرگی هم زاده شده اند؟"

در پاسخ گفت: "خیر! در سرزمین ما تنها بچه های کوچک به دنیا می آیند!"

در کنار این تجاهل، انصافا، واقع بینی هایی هم موجود است. مثلا وقتی کسی گذارش به قبرستان دهی افتاده و مشاهده می کند که بالاترین عمری که روی سنگ قبرها حک شده 3 سال است، جویای احوال شده و پاسخ خردمندانه " ما تنها عمر مفید مردم را روی سنگ قبرها می نشانیم" را می گیرد.

چندی قبل، یکی از مسئولین از امید به زندگی بالای مردم ایران صحبت کرده و عمر بالای ساکنین ایران زمین را امری "مایه مباهات" به حساب آورده بود.

با این حال؛ موجودیت بعضی اتفاقات و جریانات روزمره باعث می شود که ما، ایرانی ها، پاسخ منفی به پرسش "واقعا بطور متوسط اینقدر زندگی می کنیم!؟" بدهیم.

از شما چه پنهان! سر و کله این نوشته هنگامی پیدا شد که برای گذاشتن یک پست یک دقیقه ای در اینستاگرام بیش از 4 ساعت در انتظار ماندم!

قطعا، اگر مشکل فقط با اینستاگرام و اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی بود می توانستم با آن یک جوری کنار بیایم، زیرا فعالیت های بیهوده ای که اگر در ایران نبودیم انجام نمی دادیم آنقدر فت و فراوان هستند که اگر زمان های صرف شده برای آن ها را از دوره زندگی خود کم کنیم چیز زیادی برایمان باقی نخواهد ماند!

مدت زمان صرف شده در ترافیک که در نتیجه عدم تعادل بین جمعیت ماشین ها و فضاهایی که باید اتومبیل ها در آن ها تردد کرده و یا استراحت نمایند نشات می گیرد گواه این است که این ساعات تلف شده با تصمیمات بخردانه و به موقع مسئولین به این آسانی ها حیف نمی شدند!

محاسبه زمان صرف شده در کلاس های درس، از مدرسه گرفته تا دانشگاه، و حساب کردن اینکه از میان این زمان ها کدامشان باید صرف می شدند و کدامشان وقت تلف کردن صرف بوده اند گواه این است که بیشتر ما ایرانی ها بیشتر ساعات حضور در کلاس را، حتی اگر در آن گوش به حرف معلم و استاد سپرده باشیم، واقعا حیف کرده ایم.

زمان های انجام کارهای ساده اداری که بیخود و بی جهت بسیار طول می کشند هم از اوقات شریفی هستند که از عمر مفید انسان های شریف و غیر شریف هموطن، به میزان چشمگیری، می کاهند.

آمارهایی که نشان می دهند در سیستم های دولتی فقط نیم ساعت در روز کار مفید صورت می گیرد و در بخش های خصوصی این میزان به 2 ساعت بالغ می گردد حاکی از آن است که بازنشسته ای که 30 سال خود را پر کرده دست کم 22.5 سال این مقدار را حیف و تلف ساخته است!

جالب این است که این ها مربوط به زمان های کاری است و اگر بخواهیم به تعطیلات و اوقات بطالت و بیکاری طولانی، که در آن ها قطعا فقط باید استراحت کنیم، برسیم آمار و ارقام نتایج فاجعه باری را به خود اختصاص خواهند داد.

اگر عمر آدم ها، همانند کنکور سراسری، نمره منفی هم داشت و زمان هایی که ما در آن ها از پیشرفت دیگران جلوگیری کرده و یا مانع از فعالیت مفید آن ها شده بودیم را از عمرمان کم می کردند قطعا حتی آن یک تا سه سال دهکده مورد اشاره هم نصیب بیشتر ما نمی شد و فقط اگر عمر ما را روی نمودار می بردند می توانستیم با مسئول قبرستان دهکده چک و چانه زده و او را مجاب نماییم که نام ما را هم در قسمت "زیر یک ساله های آرامستان"، با ارفاق، ثبت نماید!