بهداشت و درمان دولتی بهتر است یا بهداشت و درمان خصوصی!؟
بعضی از دوستان ادعا کرده اند که اگر بهداشت و درمان ما دولتی نبود و خصوصی بود، ما هم اینک با یک فاجعه انسانی روبرو بودیم.
قبل از بحث در باره اینکه این دوستان تا چه اندازه درست می گویند، بهتر است عنوان نماییم که وقتی ما از بهداشت و درمان صحبت می کنیم در واقع از درمان و درمان حرف می زنیم و بهداشت را تنها جهت تعارف و خالی نبودن عریضه وارد معرکه کرده ایم.( تازه خیلی ها، همین مقدار کم و مختصر و محتضر را هم قبول نداشته و در هنگامی که پای بهداشت به میان می آید، "بر خرمگس معرکه لعنت" می گویند!)
در این باب کافی است شما نیم نگاهی به فاصله گذاری اجتماعی معمولی غرب(منهای امریکا) انداخته و آن را با فاصله گذاری اجتماعی هوشمند ما مقایسه کنید تا بخوبی متوجه گردید که در حالی که برای سال های طولانی غربی ها با اعتقاد راسخ بر "یک اونس پیشگیری بهتر از یک پوند درمان است" روزگار می گذراندند، ما با بی خیال تمام و کمال "ممانعت از ابتلا به بیماری" گردیدن، فقط از صمیم قلب آرزو می کردیم که، دست کم، کادر درمان کارش را بلد باشد.
اما اینکه گفته شده اگر درمان ما خصوصی بود ما با یک فاجعه انسانی روبرو بودیم، واقعا، از چه چیز نشات گرفته است؟
قطعا، این ایده از مشاهدات فعلی و رایج جامعه برخاسته و معتقدین این ایده با فکر کردن به هزینه های بالای درمان در بخش خصوصی به نتیجه "بسیاری از مردم معمولی از پس درمان کرونا بر نمی آمدند" رسیده اند.
در جواب باید گفت که اگر درمان ما خصوصی بود، دولت می توانست برای شرایط اضطراری و فوق العاده بودجه در نظر گرفته و آن را در شرایط بحرانی همچون سیل و زلزله و کرونا و چیزهای دیگر هزینه کند.
در پاسخ به سوال " پول بودجه از چه طریق جفت و جور می شد؟" باید گفت که وقتی بخش دولتی وجود داخلی نداشته باشد یا موجودیت آن در مقایسه با بخش خصوصی کم رنگ جلوه کند، هزینه های این بخش، با توجه به ریخت و پاش های فراوان و گسترده و خرج های بیهوده و زائدی که در بسیاری موارد شاهدش هستیم، در یک جا انبار شده و بی گم و گور گردیدن، می تواند صرف درمان افراد دارای هشت گرو نه و آن هایی که همیشه خوب بلد بوده اند بین دست و دهانشان فاصله ایجاد نمایند، گردد.
متاسفانه، کم لطفی دوستان طرفدار دولتی سازی همیشه باعث شده که آن ها در هنگام صحبت از مزایای دولتی بودن، تنها محسنات را دیده و چشم از روی واقعیات کتمان ناپذیری که کفه تعادل را به نفع خصوصی ها سنگین می کند بر گیرند.
نحوه قضاوت این دوستان نگارنده را ناخودآگاه یاد داستان زیر می اندازد:
مردی که می دانست هزینه استحمام در قم کمتر از تهران است هر روز عازم قم می شد و پس از زدن تن و بدن به آب به پایتخت بر می گشت. وقتی به او گفته شد که در بدست آوردن "صرفه اقتصادی" هزینه رفت و برگشت تهران قم را هم حساب کرده ای، جواب " آن یک قضیه دیگر است" را داد!
از همه این ها گذشته، وقتی در باره خصوصی سازی حرف می زنیم، در باره مرگ انسانیت سخن نمی گوییم و نباید چنین برداشت شود که پزشکان و کادر درمان بخش خصوصی، که در شرایط معمول نرخ خون پدرشان را بابت معاینه و درمان مطالبه می کنند، در مواقع خاص و اضطراری هم "مرغ یک پا دارد" گفته و برای آلام، دردها و رنج های افراد فقیر و بی بضاعت تره هم خرد نمی کنند.
آن هایی که با نگارنده مخالف هستند عملا دست به یک خودزنی تمام عیار زده اند، زیرا با باور اینکه آموزش و پرورش دولتی نتوانسته است مردم و به ویژه پزشکان آینده این مرز و بوم را دارای اخلاق و رفتار شایسته بار بیاورد، خیلی ها را به فکر اینکه "کاش آموزش و پرورش هم، کلا، خصوصی شود" می اندازند!
شاید اگر دسترسیم به بلاگدون قطع نمی شد یا مطالب منتشر شده در آفتاب یزد را نگهداری می کردم سر از بلاگفا در نمی آوردم.