چارلی چاپلین یک کمدین به تمام معناست.با این حال ، شیوه خاص و منحصر به فرد چارلی در راه رفتن ، در ماندگاری این نابغه بزرگ عالم سینما تاثیری بی بدیل ایفا کرده است.

چارلی چاپلین شیوه راه رفتن خود را از کسی اقتباس کرده است.خود او تعریف می کند که وقتی راه رفتن "کسی که مثل هیچکس نبود" را نزد مادر تقلید می نماید، والده گرامی چارلی وی را مواخذه کرده و به چاپلین می گوید که :"درست نیست آدم راه رفتن دیگران را مسخره کند"

با این وجود وقتی مادر سریعا وارد آشپزخانه شده و از خنده ریسه می رود، چارلی متوجه می شود که کارش را بسیار خوب انجام داده است.

قطعا اگر در تمام جهان یک نفر وجود داشته باشد که کارهای چارلی را پسند نکند، کسی جز آنی که الگوی راه رفتن چارلی چاپلین بوده است نخواهد بود(با مرده و زنده بودنش کاری نداریم)

در کشور ایران مردم به لهجه های گوناگون صحبت می کنند.با این حال لهجه غالب مورد استفاده در صد و سیما،لهجه تهرانی است و همین امر است که موجب شده لهجه تهرانی برای مردم هیچ یک از شهرهای کشور ما لهجه ای عجیب و غریب ، که تاکنون نشنیده اند ، جلوه نکند واین در حالی است که عکس این قضیه حکمفرما نیست.

به زبان ساده و خودمانی،اگر اهالی پایتخت وارد یکی از شهرهای کشور شده و با لهجه تهرانی صحبت کنند هیچکس را متعجب نمی نمایند،اما وقتی یکی از اهالی ساکن در شهرستانی غیر از تهران قدم رنجه فرموده و پای در پایتخت می گذارد، ساکنین تهران متوجه خواهند گردید که با فردی غیر بومی که با لهجه عجیبی صحبت می کند سر و کار دارند.

قطعا وقتی مردم ساکن پایتخت با لهجه ای که کمتر به گوششان آشنا است سر و کار پیدا کنند در باره اش واکنش نشان داده و چه بسا برای چند روزی آن لهجه را در کوچه و خیابان مورد استفاده قرار دهند.

در این باب و نظر به آرزوی برآورده نشده سهراب سپهری-کاش این مردم،دانه های دلشان پیدا بود-نمی توان بدرستی متوجه گردید که آیا قصه یک سریال ساخته شده استفاده از لهجه خاصی را رقم زده است و یا صدا و سیما خوب می داند که ناراحت کردن مردم یک شهر یا یک استان در برابر خنداندن مابقی مردم شهرها یا استان های کشور ،که سر و کارشان به پایتخت افتاده است، چیز مهمی به حساب نمی آید.

با این حال،تعقیب قصه نشانه هایی در اختیار گذارده و ما را متوجه خواهد کرد که اگر به جای مردم یک شهر، پای مردم شهری دیگر به میان کشیده می شد در اصل ماجرا تفاوتی حاصل می شد؟

جواب منفی به سوال باعث می شود که پذیرای "حق دارند دلخور شوند" باشیم و جواب مثبت موجب می گردد که "مردم شهرهای دیگر فلان ویژگی را ندارند!" به گوش منتقدان برسد.

در این صورت قطعا پای تاریخچه انتساب ویژگی های مختلف به جوامع گوناگون به میان کشیده شده و می باید به این سوال اساسی که

"چیزهایی که در باره مردم شهرهای مختلف می گویند واقعیت،شایعه و یا واقعیتی غلو شده است؟" پاسخ داده شود. تردیدی وجود ندارد که جواب شایسته در بیشتر مواقع  باعث می شود که پذیرنده "دلخوری , حق مردمی که لهجه شان بازیچه شده است،می باشد" باشیم.

کوتاه سخن اینکه اگر قصه یک فیلم یا سریال به علت موقعیت مکانی،همچون موجود بودن کوه و دریا و دشت و آثار باستانی و تاریخی و ...، به مردم برخی از سرزمین های کشور ما ربط پیدا کند بی هیچ ایرادی می توانیم لهجه مردم آن سرزمین را مورد استفاده قرار داده و برای تهرانی های عزیز جا بیندازیم که در تمام ایران مردم به لهجه ایشان صحبت نمی کنند،اما اگر کارگردان ، شایعات سرزمین ما را جدی گرفته و بخواهد بنا بر ویژگی های شخصیتی شناخته شده،که موجودیت داخلی ندارند،آدم های قصه و داستان را پیدا کند و به شایعات بی اساس دامن بزند,  باید جدا پاسخگوی "چطور به چنین نتیجه ای رسیدی؟" باشد.

البته یک کار دیگر هم می توان انجام داد و آن این است که صدا و سیما با دور انداختن پندار خام "ایران ز تهران تا کرج باشد" از شهرهای دور و نزدیک ایران گزارش های جامعی تهیه کرده و مردم سراسر کشور را با انواع و اقسام لهجه های شنیدنی آشنا نماید.

شاید به این وسیله بتوان کاری کرد که استفاده از لهجه های گوناگون در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی به اندازه امروز,حساسیت زا نباشد.